ذبيح الله صفا
1049
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
نمىشد ، كم مىگفت و كم مىشنيد تا از آن منزل بكلبهء درويشى خود مىآمد » و به همين سبب بود كه چون در مدت اقامتش در اجمير ( سال 1024 ه ) جهانگير پادشاه با خدم و حشم بان شهر رفت و بزرگان دولت از صوفى بخانهاى خود دعوت و در اين راه مبالغه مىكردند ، شاعر ترك آن شهر گفت و باحمدآباد گجرات بازگشت . علت اقامت صوفى در احمدآباد بيشتر آن بود كه مير سيد جلال الدين صدر ( م 1057 ه ) متخلص به رضايى « 1 » ، كه از بزرگان آن ديار و از رجال متنفذ دوران جهانگير و شاه جهان بود ، و خود نيز شعر مىگفت ، او را نزد خود نگاه داشته بود و ازو دانش و ادب مىآموخت ؛ و صوفى در همان حال كه احمدآباد گجرات را مستقر خود ساخته بود باينسوى و آنسوى هند سفر مىكرد ، چنان كه يك سال بعد از نخستين سفرش باجمير باز هم بدان شهر رفت و چند بار از آنجا به مكه سفر كرد و بازگشت . تقى الدين اوحدى بليانى كه چندگاه از معاشران صوفى بود در عرفات نوشته است كه صوفى « مدتى در ايران سياحت كرد و الحال در گجرات سكون يافته چند نوبت از آنجا به مكه رفته بازگشت و مجددا در احمدآباد بصحبت او مىرسيديم ، همان به لباس فقر و روش اهل سلوكست ، و الحق دير آشنايى او از غرور و نخوت نيست ، با لذات چنين آمده است . . . ميان وى و ملا نظيرى در احمدآباد مناظره و مباحثه بود ، از ملا نظيرى در اواخر رنجيده بود ، چنانچه ( - چنان كه ) بعيادت او نيز نيامد ، اما بر جنازهء وى حاضر شد ، در سنهء 1025 در اجمير باز او را يافتيم . » از جملهء كارهاى مهم صوفى در احمدآباد انتخاب شصتهزار بيت از اشعار شاعران پيشين بود در مجموعهيى كه آن را بتخانه ناميد « 2 » و آن را بگواهى فخر الزمانى دليل « شعرفهمى » خود مىدانست و فخر الزمانى خود
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به مآثر الامراء مير عبد الرزاق خوافى ، ج 3 ، كلكته 1309 ه ق ، ص 447 - 451 . ( 2 ) - مآثر الامرا ، ج 3 ، ص 451 ؛ ميخانه ، ص 478 .